X
تبلیغات
"هر روز بی تو روز مباداست!"

 

آفتابگردان های شهر

 

همه از آفتاب روی گردانند

 

از آن روی که روی تو را

 

گرداننده ی آفتاب یافته اند

 

مه جبین شیراوندی

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1392ساعت 11:29 PM  توسط آفتابگردان | 

 هر سال یک دهه دل من شور می زند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1391ساعت 2:10 PM  توسط آفتابگردان | 

 

اتاق فرمان

این بار با همیشه فرق دارد

برنامه برنامه ی توست

ای رئوف مهربان

به خودت می سپارم تمام فراز و نشیب هایش را، گره هایش را

قدرت بده تا بهتر از همیشه  مجری فرمان تو باشم

ممنون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مهر1391ساعت 9:53 PM  توسط آفتابگردان | 

     تقدیم به همسر عزیزم برای اولین سالگرد آفتابگردان شدنش 

من و تو آفتابگردانیم

روزی گفتم می خواهم آفتابگردانت باشم و تو آفتابم شوی

گفتی باشد

 و مرا به سرزمین خود راه دادی.

در زمینت

در زیر نگاه تابانت

بارور شدم

 

همه چیز به من بخشیدی

هر آنچه خواستم را

بی چشمداشت

 در سبد آرزوهایم ریختی

و من شدم  آفتابگردان کوچکی که برای طلوع آفتاب دعا می کرد

.....

آفتابگردان تو بودن بزرگ ترین خوشبختی من بود

مرا کافی بود

اما تو بی دریغ می تابیدی و  این بار از سر مهر

کسی را به من هدیه دادی تا خوشبخت تر شوم

تا باز در ثانیه ثانیه هایم تو را بینم

 

 و او آمد تا آیتی باشد از سوی خورشید

از سوی تو

تا ما آفتابگردان تو باشیم

و در کنار هم

آفتاب را برای همه ی گل ها معنا کنیم

و آفتابگردان های دیگری بکارم.

...

آفتاب من!

سپاسگزارم

می خواهم طلوعت را...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1391ساعت 1:6 AM  توسط آفتابگردان | 

نمایش نامه ای کوتاه و مناسب برای اجرا در ویژه برنامه های نیمه شعبان

خورشید نیمه شب

یکی از کارهایی که در جشن های نیمه ی شعبان می توان انجام داد، اجرای نمایش نامه های کوتاه و تاثیر گذار از ملاقات های بندگان خاص با حضرت صاحب الامر علیه السلام است.

"خورشید نیمه شب" داستان حضور عالم بزرگ علامه ی حلی در محضر آفتاب عالمتاب جهان هستی و سعی و کوشش او در راه یاری این نور بی پایان است.

 

                    دانلود

این نمایش نامه ی برگرفته از کتاب " خورشد نیمه شب" نوشته ی مهدی شجاعی می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1391ساعت 8:54 PM  توسط آفتابگردان | 

            برای غربت مولا دعا کنیم بیایید

آرام آرام نزديك مي شود ماهي كه بيشتر ياد او را تداعي مي كند.

هر چه ماه به نيمه نزديك تر مي شود خيابانها رنگين تر ، بستانها سبزتر و زبانها به نامش گويا تر مي شوند.

اما اگردقيق تر بنگري در ميان اين همه غوغا و هيجان چيز ديگري است كه رخ نمايان مي دارد:   غربت

امام غريبي كه مردم به نامش جشن مي گيرند و شيريني نثار مي دارند ولي دلهايشان از او خالي است. گويي نمي بينند هزار و اندي سال غبار انتظار بر پيشاني اش نشسته و بي توجهي ياران زخم بر دلش افكنده است. دم از او می زنند ولي با نافرماني اش تير بر پيكرش مي زنند و انگار در صدا زدنش دل خود را راضي ميكنند و منافع خود را مي جويند.

پس كي او را براي خودش و براي التيام غمهاي مادرش بخوانيم ؟

شايد زمان آن رسيده باشد كمي تامل كنيم و از خدايمان بخواهيم كه دعاهايمان را براي آن وجود نازنين خالص گرداند و توفيق خدمت گزاري صادقانه به ما ارزاني دارد.

 

بیا و حاجت خود را فدای حاجت او کن       به هر نیاز و تمنّا، دعا کنیم بیاید

                                اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اشف صدره

 

نوشته ی: علیرضا معصومی مقدم

+ نوشته شده در  شنبه 3 تیر1391ساعت 10:32 PM  توسط آفتابگردان | 

سلام گل نرگس من

عصر جد ید

 

ما

در عصر احتمال به سر می بریم

در عصر شک و شاید

در عصر پیش بینی وضع هوا

از هر طرف که باد بیایید

در عصر قاطعیت تردید

عصر جد ید

عصری که هیچ اصلی

جز اصل احتمال, یقینی نیست

 

 

اما من

بی نام تو

         حتی

               یک لحظه احتمال ندارم

 

 

چشمان تو

عین الیقین من

قطعیت نگاه تو

             دین من است

 

 

 

من از تو ناگزیرم

من

بی نام ناگزیر تو می میرم

 

قیصر امین پور

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 12:58 PM  توسط آفتابگردان | 

السلام علیک یا شمش الشموش و یا انیس النفوس

اوّل   - از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه فرمود:

 زود باشد كه پاره اى از تن من در خراسان مدفون گردد و هيچ مؤمنى زيارت نكند او را مگر آنكه حق تعالى بهشت را از براى او واجب گرداند و بدنش را بر آتش جهنم حرام گرداند و در حديث معتبر ديگر فرموده كه پاره اى از بدن من در خراسان مدفون خواهد شد هر غمناكى كه او را زيارت كند البتّه حق تعالى غمش را زايل گرداند و هر گناهكارى كه او را زيارت كند البته خدا گناهانش را بيامرزد

 

دوم-  به سند معتبر منقولست كه حضرت موسى بن جعفرعليه السلام فرمود:

هركه زيارت كند قبر فرزند من على را او را نزد خداى تعالى ثواب هفتاد حجّ مقبول بوده باشد. راوى استبعاد كرد و گفت هفتاد حجّ مقبول. حضرت فرمود: كه بلى هفتاد هزار حجّ. گفت هفتاد هزار حجّ. فرمود كه چه بسيار حجّى باشد كه مقبول نباشد هركه آن حضرت را زيارت كند يا يك شب نزد آن حضرت بماند چنان باشد كه خدا را در عرش زيارت كرده باشد گفت چنانچه خدا را در عرش زيارت كرده باشد.

 

سيّم از حضرت امام رضاعليه السلام روايت است كه فرمود:

در خراسان بقعه اى هست كه بر آن زمانى خواهد آمد كه محلّ رفتن و آمدن ملائكه خواهد بود. پس پيوسته فوجى از ملائكه از آسمان فرود خواهند آمد و فوجى بالا خواهند رفت تا در صور بدمند. پرسيدند يَابن رسول الله كدام بقعه است فرمود كه آن در زمين طوس است و آن والله باغى است از باغهاى بهشت هر كه مرا زيارت كند در آن بقعه چنانست كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را زيارت كرده است و بنويسد حق تعالى از براى او به سبب آن زيارت ثواب هزار حجّ پسنديده و هزار عمره مقبوله و من و پدرانم شفيعان او باشيم در روز قيامت .

 

چهارم-  به دو سند معتبر منقول است كه حضرت امام رضاعليه السلام فرمود:

 هركه مرا زيارت كند با اين دورى قبر من بيايم به نزد او در سه موطن روز قيامت تا او را خلاصى بخشم از اَهوال آنها در وقتى كه نامه هاى نيكوكاران در دست راست ايشان و نامه هاى بدكاران در دست چپ ايشان پرواز كند و نزد صراط و نزد ترازوى اعمال.

 

پنجم-  در حديث معتبر ديگر فرمود:

زود باشد كه كشته شوم به زهر با ظلم و ستم و مدفون شوم در پهلوى هارون الرّشيد و بگرداند خدا تربت مرا محلّ تردّد شيعيان و دوستان من. پس هركه مرا در اين غربت زيارت كند واجب شود براى او كه من او را زيارت كنم در روز قيامت و سوگند مى خورم به خدايى كه محمّد صلى الله عليه و آله را گرامى داشته است به پيغمبرى و برگزيده است او را بر جميع خلايق كه هر كه از شما شيعيان نزد قبر من دو ركعت نماز كند البته مستحق شود آمرزش گناهان را از خداوند عالميان در روز قيامت و به حق آن خداوندى كه ما را گرامى داشته است بعد از محمّد صلى الله عليه و آله به امامت و مخصوص گردانيده است ما را به وصيّت آن حضرت سوگند مى خورم كه زيارت كنندگان قبر من گرامى تر از هر گروهى اند بر خدا در روز قيامت و هر مؤ منى كه مرا زيارت كند پس بر روى او قطره اى از باران برسد البتّه حق تعالى جسد او را بر آتش جهنّم حرام گرداند .

 منبع: مفاتیح الجنان

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 8:27 PM  توسط آفتابگردان | 

  آفتابگردان در سایه ی خورسید

 

تو از من نوشتن می خواهی

و من شرمنده ام از تو

 از صاحب نوشته هایم

 

به خاطر  واژه هایی که باید جمله می شدند و نشدند.

به خاطر آفتابگردان هایی که باید سبز می شدند و نشدند.

 

آفتاب وجود تو می تابد

مثل همیشه گرم و بخشنده

بیچاره آفتابگردان که نمی تواند عینک دودی اش را بردارد.

 

استغفار می کنم روزهای بی تو بودن را...

استغفرالله ربی و  اتوب الیه

                               اتوب الیه

                                       اتوب الیه

                                                 اتوب الیه

                                                               . . .

.

.

.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1390ساعت 10:13 PM  توسط آفتابگردان | 

    تقدیم به منتقم دو طفلان مسلم

زمین گنجایش حجم وسیع شما را نداشت

گویی روح بزرگتان در  زندان کوچک جسمتان جایی برای پرواز نداشت.

دو ستاره ی جدا شده از کهکشان پر فروغ پیامبر!

وسعت اندوهتان در واژه نمی گنجد

آندم که برادروار در آغوش یکدیگر به خواب رفتید

و نیمه شب صدای هولناک نفسهای آن مرد سنگدل

که نه بر کودکیتان رحم نمود

و نه بر ذریه ی پیامبر بودنتان احترامی گذاشت.

حرمت مهمان نگاه نداشت

و قطره قطره های خون شما که در ادامه ی خون شهیدان کربلا در کنار فرات ریخته شد.

و فرات انگار محکوم است به روایت خون های سرخ،

از حادثه ی کربلا تا برپایی قیامت

تا ظهور منتقم خون های به ناحق ریخته شده.

 

داستان چگونگی به شهادت رسیدن دو طفلان مسلم علیهم  السلام را  در منتهی الآمال بخوانید

لینک ۱

لینک ۲

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آذر1390ساعت 9:44 PM  توسط آفتابگردان | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
روز مبادا


وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونان‌که بايدند
نه بايدها ...

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي‌خورم

عمري‌ست لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي‌کنم
باشد براي روز مبادا

اما
در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما چه کسي مي‌داند
شايد امروز نيز
روز مبادا باشد

وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونان‌که بايدند
نه بايدها ...

هر روز بي تو
روز مباداست.

قیصر امین پور


For A Rainy Day


When you are not
Not our existence
Are such that should be
Nor our must…


Like always
I gulp down end of my speech
And my last word
With tears.

For it’s a long life
I store my slim smiles
In my heart:
It be for a Rainy Day!

But
In calendar’s sheet
There is no day as a Rainy Day.
Whatever that day is
Is a day like yesterday
A day like tomorrow
A day truly like one of our days.

But who knows?
May
Today also be a Rainy Day!

When you are not
Not our existence
Are such that should be
Nor our must…

Everyday without you
Is a Rainy Day!

پیوندهای روزانه
رسانه اطلاع رسان محصولات استودیویی مذهبی
مرکز نشر اعتقادات
دیوان اشعار تبری
شعر انتظار در ادبیات معاصر ایران
شبکه اطلاع رسانی امام جواد علیه السلام
کانون اسلامی انصار
تالار گفتمان مهدویت
جامعه مجازی ایرانیان
پرسه در خیال
برکه
پدر مهربان
پژوهشی پیرامون مسیحیت
یاسین مدیا
راهنمای ایرانیان
وبلاگ انگلیسی خودم
خطابه غدیر
My yahoo Profile
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1392
آبان 1391
مهر 1391
تیر 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آرشيو
آرشیو موضوعی
شعر و ادبیات
دانلود صوتی
شعرهای خودم
خاندان آسمانی
دلتنگی ها
خاطرات
تقویم آفتابگردان
شعر انگلیسی
داستان
دنیا بازیچه یهود
چهار فصل
معرفی کتاب
پیوندها
شعر انتظار در ادبیات ایران
متن کتاب انیس الاعلام
سامرا ، بقیعی دیگر
وحدت و تفرقه
پایگاه اطلاع رسانی ابــولــؤلــؤ
تنها یاس
بوم دل
پناه یافته
خشت اول
قطره ای از دریا
خیرالبریه
اینجا صحنه ی آخر است...
در فراق گل نرگس
زیبا آفرین
مهر سپهر ، آکاش کا پرکاش
کلب بی بی رقیه علیه السلام
حتی بیشتر...
لمعه
آشنای همواره ایام
حرفهای خودمانی یه بچه شیعه
حقیقت سوخته
شهریار کوچولو
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
گفتگوی آرام میان شیعه و سنی
حرف هایی برای نگفتن
حدیث شیدایی
شمیم حضور
سیری در تاریخ تشیع ایران
یه روزی.یه جایی. یه کسی.
حیدریون
بنياد علمي پژوهي مهدويت
نذر موعود
ابر باران
دلتنگ مهدی
پرتوی از روشنایی شب
صبح قریب
بانک جامع معارف مهدویت
امید فاطمه
زیباترین کشتی هدایت
آفتاب مهربانی
دست نوشته های خاکستری
تکثیر آفتاب
طلیعۀ ظهور
استاذنا
سلام علی آل یاسین
بیایید بیشتر بدانیم
فرقۀ ناجیه
زرین غار زرین رود
نا پیدا ولی با ما
نسیم طراوت
گلدسته امام رضا علیه السلام
پژوهشی پیرامون کتاب مقدس
سرباز کوچولو
او خواهد آمد
ققنوس
بهترین دوست
اول ضمیر غایب مفرد
مسافر آدینه
راوی
هستم
رجعت حق
آیا شود که گوشه ی چشمی...
راه وصال
یار آشنا
اولین مدافع ولایت
تمنای وصال
15teen- پانزده
کمند محبت
باران زندگی من
حضور
کشتی نجات
خدای مهربونم ! شکرت
رازهای موسیقی
نمین یارانه
منتظر تنها
از علی آموز اخلاص عمل
از دوشنبه تا جمعه
آیات غمزه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Zahra Langaroodi

Create Your Badge